ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

یه روز گرم بهاری

سلام گل پسرم امروز 28 خرداد هوا خیلی گرم بود و یه دوش و آب بازی حسابی میچسبید آرتینم دست کمی از ماهی نداره تو آب خوردن از حمام که اومده بیرون تشنشه و خودش مستقل شده میره و از یخچال آب میخوره   ...
28 خرداد 1393

وقتی تو را دارم خوشبخت ترینم(بیست ودومین ماهگرد شاهزاده ی خونمون)

پسر زیبای من سلام 22 ماهگیت مبارک وای خدایا شکرت بخاطر وجود شیرین ترین موهبت زندگیم که منو لایق اون دونستی پسر زیبای من انگاری همین دیروز برای اومدنت ... برای اولین ماهگردت ... برای اولین سالگرد تولدت ... روز شماری میکردم کمتر از دوماه دیگه مونده تا دو ساله شدنت من و بابا خیلی وقتها دلمون واسه کوچولوییهات تنگ میشه و دلمون هوایی اون روزها میشه و با دیدن البوم هات تازه متوجه میشیم که چقدر زود داری بزرگ میشی امیدوارم همیشه سلامت باشی عزیزم اولین حساسیتت گل پسرم دیروز ظهر بابا که اومد کلی میوه خریده بود و تو یه هلو خواستی بابا هم اول اونو با پوست بهت داد و بعد پوستشو گرفت 3-4 تا گاز بهش زدی و دیگه نخوردی ب...
26 خرداد 1393

نقاشی زیبای خداوند ؛ بهاری ترین لحظه عمرم اینجاست .

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد میزنند و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمیکنم... آرتینم دوستت دارمممممم پسر زیبای من 22 ماهگیت مبارک روزهایم با تو زیباست و هر روز با تو یه رنگی داره خیلی خوشحالم که تو رو دارم و به خودم میبالم برای داشتن پسری همچون تو پسرم این روزها فقط و فقط حرف میزنی ... بعضی وقتها اینقدر واضح و خوشمزه که بغلت میکنم و اینقدر بوست میکنم و بعضی وقتها واسه خودت حرف میزنی و شعر میخونی که باید کلی فکر کنم چی میگی خلاصه که شیرین زبون و خوردنی تر از قبل شدی گوشی تلفن بر میداری و میگی...
18 خرداد 1393

این روزهای من و مامان

سلام به گل پسر زیبای مامان که نمیزاره قدم از قدم بردارم هزار ماشالا شیطونو گذاشتی تو جیبت و حسابی میتازونی خیلی شیطون شدی و از دیوار راست بالا میری... هر چیزی میگیم و تکرار میکنی و تلاش میکنی دوتا سه تا کلمه رو با هم و پشت سر هم  بگی و همین روزهاست که جمله بگی البته اولین جمله ات "مامان پاشو" "بابا پاشو" بود که خیلی وقت پیش گفتی این روزها مامان جون (مامان مامان) یکم حالشون خوب نبود و ما اول پیششون بودیم و بعد هم ایشون اومدن یکم پیش ما برای مامان جون دعا کن زودتر خوب خوب بشن و مثل همیشه سرحال سرحال راستی به دلائلی مجبور به تغییر ادرس وبلاگت شدم و به همه خبر دادم باشه که دوستامون اینجا هم بهم...
12 خرداد 1393